خسته ام از ارزوها ...ارزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی, بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را روزوشب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ٫ زندگیهای اداری
آفتاب زردو غمگین٫پله های رو به پایین
سقفهای سردو سنگین٫ آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته ٫ چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته٫ خسته از چشم انتظاری
صندلیهای خمیده٫ میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده٫ گریه های اختیاری
عصر جدولهای خالی٫ پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ٫ نیمکتهای خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاق کردن
شنبه های بی پناهی٫ جمعه های بیقراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی٫ باد خواهد برد٫ باری
روی میز خالی من ٫ صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها نامی از ما یادگاری...
دکتر قیصر امین پور
من به بودنش نیازمند بودم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار امدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من اورادوست داشتم
وقتی اوتمام کرد
من شروع کردم
وقتی او تمام شد
من آغاز شد م
وچه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن
مثل تنها مردن !
دکتر علی شریعتی
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
Those who turn lead into gold
Will they ever our sight behold?
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبش دوا کنند
pray for me...pray...pray....
تملق غذاي ابلهان است ) ويليام شكسپير (
باور داشتن ، قوي بودن است . شك و ترديد انرژي را زايل مي سازد. عقيده قدرت است )ويليام رابرتسن(
) وينستون چرچيل (
) فرانسيس بيكن (
ناتوانان نمي توانند راستگو باشند ) آلبر كامو)
جائي كه عشق هست ، خدا هست ) لئو تولستوي
(
اگر خدائي نباشد بايد او را اختراع كرد ، اما تمامي طبيعت فرياد
بر مي آورد كه خدا هست
) ولتر(
بدبخت ترين و مفلوكترين انسان كسيست كه به عدم تصميم گيري عادت كرده است
)ويليام جيمز(
من همه چيز خود را به گرسنگي ها و مشقات ايام جواني مديونم ) ناپلئون بناپارت (
از نادانان بيش از متقلبان بايد ترسيد ) ملكه كريستينا (
اگر در تمام جهان يك ذره ي بي مقدار از قوانين گيتي متابعت نمي كرد ،
مدتهاي مديدي بود كه جهان ما ديگر اين جهان نبود ) موريس مترلينگ(
انسان يگانه جانداريست كه مي داند ميميرد ) آندره مالرو(
بهترين زمان براي كنترل احساس ، لحظه ي شروع آن است ) آنتوني رابينز (
بشر وقتي از اميد و رؤيا دور بماند ، مرده اي بيش نيست )سقراط (
مرد بزرگ به خود سخت مي گيرد و مرد كوچك به ديگران ) كنفسيوس(
هر قدر كسي را بيشتر دوست داريد ، كمتر مغرورش كنيد )مولير (
عوام ثروتمندان را محترم ميدارند و خواص ، دانشمندان را ) افلاطون(
نعمت هاي خويش را بشمار نه محروميت ها را ) ديل كارنگي (
پيري انسان به پيري شرائينش بستگي دارد و جواني او به افكارش ) ويل دورانت(
صورت شما كتابيست كه مردم مي توانند از آن چيز هاي عجيب بخوانند ) ويليام شكسپير (
ای دل ! چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها ؟
زان سو ی او ، چندان وفا، زین سوی تو ، چندین جفا
زان سوی او،چندین کرم ، زین سو خلاف و بیش وکم
زان سوی او ، چندان نعم ، زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو ، چندین حسد چندین خلاف و ظن بد
زان سوی او ،چندان کشش،چندان کشش،چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا ؟
از بد پشیمان می شوی الله گویان می شوی
آ ن دم ترا او می کشد ، تا وارهاند مر ترا
از جرم ترسان می شوی ، وز چاره پرسان می شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی بینی چرا ؟
این سوکشان سوی خوشان،وان سوکشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی درین گردابها
شما همراه زاده شديد و تا ابد همراه خواهيد بود.
هنگامي که بالهاي سفيد مرگ روز هاتان را پريشان ميکند همراه خواهيد بود.
اري شما در خاطر خاموش خداوند نيز همراه خواهيد بود،
اما در همراهي خود حد فاصل را نگه داريد
و بگذاريد باد هاي اسمان در ميان شما به رقص درايند.
به يکديگر مهر بورزيد اما از مهر بند مسازيد.
بگذاريد که مهر درياي مواجي باشد در ميان دو ساحل روح هاي شما
جام يکديگر را پر کنيد اما از يک جام منوشيد.
از نان خود به يکديگر بدهيد اما از يک گرده نان مخوريد.
با هم بخوانيد و بر قصيد و شادي کنيد، ولي يکديگر را تنها بگذاريد،
همانگونه که تار هاي ساز تنها هستند، با ان که از يک نغمه به ارتعاش در مي ايند.
دل خود را به يکديگر بدهيد ، اما نه براي نگه داري
زيرا که تنها دست زندگي مي تواند دل هايتان را نگه دارد.
در کنار يکديگر بايستيد اما نه تنگاتنگ:
زيرا که ستون هاي معبد دور از هم ايستاده اند،
و درخت بلوط و سرو در سايه يکديگر نمي بالند
احمد شاملو : برای زیستن دو قلب لازم است : قلبی که دوست بدارد , قلبی که دوستش بدارند , قلبی که هدیه بدهد و قلبی که بپذیرد
شکسپیر : به همه عشق بورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن
سقراط : آنجا که حقیقت نباشد همه چیز پست و زشت و مبتذل است
علی اکبر دهخدا : مقصر ترین انسانها کسانی هستند که حتی از مهربانی خدا مایوس می باشند
جبران خلیل جبران : آن که تنها در خوشی های تو با تو شریک است زود باشد که کلید یکی از دروازه های هفتگانه بهشت را از دست بدهد
ارسطو : کسی که تصور می کند فردا خواهد مرد از آن کسی که همین لحظه دارد میمیرد عذاب بیشتری را تحمل میکند
جک لندن : هیچ می دانید فرصتی که از آن نمی گیری آرزوی دیگران است ؟
سقراط : می توانی هر آرزویی که بخواهی داشته باشی ولی انتظار بر آورده شدن همه آنها را نداسته باش
جبران خلیل جبران : آدمها خیلی عجیبند , یک عمر تلاش میکنند تا مشهور شوند اما همین که شهرت یافتند خود را از دیگران پنهان می سازند
اقبال لاهوری : اشتیاق جوان و پیر نمی شناسد تا زندگی هست عشق و اشتیاق هم هست
ژول ورن : هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی اول خودت را به جای او بگذار
برنا رد شاو : آن که حقیقت را کتمان می کند می خواهد با دست روی خورشید را بپو شاند
ماری آروئه : آن که انتظاد دارد هد چهار فصل سال بهار باشد نه خود را میشناسد و نه طبیعت را و نه زندگی را
اچ .جی .ولر : ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و اراده و احتیاج نداری به بازار نرو
آنتونی رابینز: بسیاری می دانند چه کنند اما عده کمی به آنچه می دانند عمل می کنند
جک لندن : این شادی است که باید دنبالش بگردیم غمها خودشان ما را پیدا می کنند
بودا : دوست داستن را از هیچ کس طلب نکنید دوست داشتن اجباری نیست آن را به زور از کسی نخواهید
جبران خلیل جبران : دستهایی که تاجی از خار می سازند به مراتب از دستهای تنبل و بیکاره بهتر است
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم
در كنار من خوابيده است.
I am thankful for the husband who snorer all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است
ودر خيابانها پرسه نمي زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي
دارم و بيكار نيستم.
I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم
بوده ام.
I am thankful for the mess to clean after a party, because it means that I have been surrounded by friends.
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي
براي خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن
را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي
دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني
هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن
دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن
دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for New Year, because it means I have beloved ones to buy gifts for
خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شکر
روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلـــــــم بشویی غمهای روزگـــــاران
تو روح سبز گلـــزار گل شاداب بی خـــار
مرا از پا فكنـــــــده شكســـــتنهای بســیار
تو ياس نو دمیــــــــــــده من گلبرگ تكیـده
روزی آيی كنــــارم كه عشق از دل رميده
روزی تو خواهی آمد از سوی مهـــــــربانی
اما زمن نبينــــــی ديگر به جا نشـــــــــانی
01 - Motivation [24Kps] [128Kps]
02 - Emotions [24Kps] [128Kps]
03 - Aesthetics [24Kps] [128Kps]
04 - Coming Back [24Kps] [128Kps]
05 - The Light Returns [24Kps] [128Kps]
06 - Stillness [24Kps] [128Kps]
07 - My Universe [24Kps] [128Kps]
08 - Place Of No Bondage [24Kps] [128Kps]
09 - A Song To Remember [24Kps] [128Kps]