روزي روزگاري به خري افتاد توي يه چاه و شروع کرد به عرعر کردن که منو در بيارين ..يالا
کشاورزي که صاحب اين خر عرعرو بود.. خيلي سعي کرد که يه کاري بکنه ..ولي نشد که نشد .
!!!!خره رفته بود ته چاه و در نمي يومد ..عرعرش هم قطع نميشد .......خر بي ادب نفهم
آقا کشاورزه با خودش فکر کرد که خوب ..اين چاهه رو خيلي وقته که ميخوام پٌٍرش کنم ..خره هم که پيره و ارزش اين که بخوام..بيارم بيرون و دوا درمونش کنم نداره پس بيخيال خر...

.
کشاورزه از همه همسايه هاش خواست که بيان و بهش کمک کنن ..اونام هر کدوم يه بيل آوردن و شروع کردن خاک ريختن تو چاه...خره که فهميده بود چه بلايي داره به سرش مياد.شروع کرد عرعرهاي جانسوز سر دادن..از همون هايي که دل هر خري کباب ميشد از شنيدنش پس از يه مدت کوتاهي يهو ساکت شد جوري که همه تعجب کردند..
ولي بازم چند تا بيل ديگه خاک ريختن و ديدن نخير صدا از ديوار در مياد ولي از آقا(يا خانوم) خره نه...
کشاورزه يه نيگاهي تو چاه کرد ببينه چي شده که هيچ خبري از عر عر خره نيست که ديد ..عجب خر پر آي _کيويي بوده ..اين خره و تا حالا استعدادش کشف نشده بوده..هر بيل خاکي که تو چاه ريخته ميشده ..مي ريخته پشت کمر خره ..اونم خودشو مي تکونده و ميرفته روش مي ايستاده..مث پله...
هر چي کشاورز و همسايه هاش..خا ک مي ريختن تو چاه ..خره خودشو تکون ميداده و مي رفته روشون مي ايستاده....و هي يه پله بالا ميومده تا اين که رسيد به سر گاه و يه جفتکي زد و خندون شروع کرد يورتمه رفتن...به اين ميگن خر

...
اين هم از نتيجه اخلاقي داستان
زندگي هر روز ممکنه خيلي مشکلات براي شما به همراه داشته باشه مث همون بيل هاي خاک ..مصائب از همه طرف رو سرتون هوار بشه ..ولي اين که بتونين پيروز از تو چاه مشکلات در بياين که مشکلات رئ سعي کنين از رو دوشتون بر دارين و يه قدم و پله بياين بالاتر.
ما ميتونيم از عميق ترين چاه هاي زندگي هم به سلامت خارج بشيم به شرطي که از هر مشکلي يه تجربه و نردبون بسازيم براي پيشرفت و شکوفايي..
هر کدوم از مسائل زندگي ميتونه به مثابه يه پله و وسيله اي براي رسيدن به هدف نهايي ما باشه..فقط نا اميد نشو و از تلاش دست بر ندار ..
خودتو بتکون و يه پله برو بالاتر
هفت جا نفس خویش را حقیر دیدم :
اول ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.
دوم، آن گاه که در برابر از پا افتادگان می پرید.
سوم، آن گاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم، آن گاه که گناهی مرتکب شد و با یادآوری این که دیگران نیز همچون او
دست به گناه می زنند، خود را دلداری داد.
پنجم، آن گاه که از ناچاری، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیباییش را
نا شی از توانایی دانست
ششم، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد، حال آنکه یکی از نقابهای خودش بود.
هفتم، آن گاه که آوای ثنا سر داد و آن را فضیلت پنداشت.
ماسه و کف ؛ جبران خلیل جبران
خانم جواني در سالن انتظار فرودگاهي بزرگ منتظر اعلام براي سوار شدن به هواپيما بود..
بايد ساعات زيادي رو براي سوار شدن به هواپيما سپري ميکرد و تا پرواز هواپيما مدت زيادي مونده بود ..پس تصميم گرفت يه کتاب بخره و با مطالعه اين مدت رو بگذرونه ..اون همينطور يه پاکت شيريني خريد...
اون خانم نشست رو يه صندلي راحتي در قسمتي که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خيال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه.
کنار دستش .اون جايي که پاکت شيريني اش بود .يه آقايي نشست روي صندلي کنارش وشروع کرد به خوندن مجله اي که با خودش آورده بود ..
وقتي خانومه اولين شيريني رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم يه دونه ورداشت ..خانومه عصباني شد ولي به روش نياورد..فقط پيش خودش فکر کرد اين يارو عجب رويي داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابي حالشو ميگرفتم
هر يه دونه شيريني که خانومه بر ميداشت ..آقاهه هم يکي ور ميداشت .
ديگه خانومه داشت راستي راستي جوش مياورد ولي نمي خواست باعث مشاجره بشه
وقتي فقط يه دونه شيريني ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا اين آقاي پر رو و سواستفاده چي ...چه عکس العملي نشون ميده..هان؟؟؟؟
آقاهه هم با کمال خونسردي شيريني آخري رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف ديگه شو خودش خورد..
اه ..اين ديگه خيلي رو ميخواد...خانومه ديگه از عصبانيت کارد ميزدي خونش در نميومد.
در حالي که حسابي قاطي کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصباني رفت براي سوار شدن به هواپيما
وقتي نشست سر جاي خودش تو هواپيما ..يه نگاهي توي کيفش کرد تا عينکش رو بر داره..که يک دفعه غافلگير شد..چرا؟ براي اين که ديد که پاکت شيريني که خريده بود توي کيفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>>
فهميد که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون يادش رفته بود که پاکت شيريني رو وقتي
خريده بود تو کيفش گذاشته بود.
اون آقا بدون ناراحتي و اوقات تلخي شيريني هاشو با او تقسيم کرده بود
در زماني که اون عصباني بود و فکر ميکرد که در واقع اونه که داره شيريني هاشو اقاهه ميخوره
و حالا حتي فرصتي نه تنها براي توجيه کار خودش بلکه براي عذر خواهي از اون آقا هم نداره
چهار چيز هست که غير قابل جبران و برگشت ناپذير هست .
***************
سنگ بعد از اين که پرتاب شد
دشنام .. بعد از اين که گفته شد..
موقعيت .... بعد از اين که از دست رفت
و زمان... بعد از اين که گذشت و سپري شد
درباره ازدواج بسيار گفته و شنيده ايم. اما مطالبي كه در زير مي آيد شايد براي شما تازگي داشته باشد.
از ميان ضرب المثل هاي ملل مختلف و همين طور سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان پيرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ايم.
بسياري از اين حرف ها جنبه شوخي و مزاح دارد اما تعداد ديگري از آنها شايد وصف حال من و شما باشد!
همين طور قسمت ديگري از اين گفته ها مي تواند براي عده اي حكم كليد راهنما را داشته باشد.
1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلماني)
2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد، به نوكري مي رود. ( ضرب المثل فرانسوي )
3- لياقت داماد ، به قدرت بازوي اوست . ( ضرب المثل چيني )
4- زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يوناني )
5- زن عاقل با داماد " بي پول " خوب مي سازد. ( ضرب المثل انگليسي )
6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسي )
7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. ( ضرب المثل آلماني )
8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت . ( ضرب المثل لهستاني )
9- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. ( ضرب المثل ايتاليايي)
10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي .( ضرب المثل فرانسوي )
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. ( ضرب المثل ايتاليايي )
12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجاني )
13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني . ( ضرب المثل چيني )
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چيني )
15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايي)
16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركي )
17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)
18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايي )
19- ازدواج ، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است . ( ضرب المثل فرانسوي )
20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است . ( سقراط )
21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. ( رولاند )
23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازي)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
26- با زني ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما مي شد . ( بردون)
27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سوني اسمارت)
28- براي يك زندگي سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " مي خواهد. ( كريستين )
30- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. ( اسمايلز )
31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. ( فرانكلين )
32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " مي شوند و اگر " بد " شد هر دو مي ميرند. ( سعيد نفيسي )
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! ( تن )
36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)
37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم . ( لرد لوچستر)
39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
40- با ازدواج ، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش . ( سينكالويس)
41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد . ( پاستور )
42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. ( سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن . ( يكي از دانشمندان لهستاني )
44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستي)
46- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند . ( جانسون )
48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد ، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)
50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندي )
51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. ( ضرب المثل اسكاتلندي)
52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن . ( ضرب المثل آلماني )
53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني . ( شارل بودلر )
54 – دوام ازدواج يك قسمت رويِ محبت است و نُه قسمتش روي گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندي )
55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند . (ضرب المثل آلماني )
57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي . (ولتر )چ
اول از همه برايت آرزو ميكنم كه عاشق شوي ،
و اگر هستي ، كسي هم به تو عشق بورزد ،
و اگر اينگونه نيست ، تنهاييت كوتاه باشد ،
و پس از تنهاييت ، نفرت از كسي نيابي
.آرزومندم كه اينگونه پيش نيايد
.......اما اگر پيش آمد ، بداني چگونه به دور از نااميدي زندگي كني
.برايت همچنان آرزو دارم دوستاني داشته باشي ،
از جمله دوستان بد و ناپايدار
........برخي نادوست و برخي دوستدار
...........كه دست كم يكي در ميانشان بي ترديد مورد اعتمادت باشد
.و چون زندگي بدين گونه است ،
برايت آرزو مندم كه دشمن نيز داشته باشي
......نه كم و نه زياد
..... درست به اندازه ،تا گاهي باورهايت را مورد پرسش قراردهند ،
كه دست كم يكي از آنها اعتراضش به حق باشد
.....تا كه زياده به خود غره نشوي
.و نيز آرزو مندم مفيد فايده باشي ، نه خيلي غير ضروري
.....تا در لحظات سخت ،
وقتي ديگر چيزي باقي نمانده است،
همين مفيد بودن كافي باشد تا تو را سرپا نگاه دارد
.همچنين برايت آرزومندم صبور باشي ،
نه با كساني كه اشتباهات كوچك ميكنند
........چون اين كار ساده اي است ،
بلكه با كساني كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذير ميكنند
.....و با كاربرد درست صبوريت براي ديگران نمونه شوي
.و اميدوارم اگر جوان هستي ،
خيلي به تعجيل ، رسيده نشوي
......و اگر رسيده اي ، به جوان نمائي اصرار نورزي ،
و اگر پيري ،تسليم نا اميدي نشوي
...........چرا كه هر سني خوشي و ناخوشي خودش را دارد و لازم است
بگذاريم در ما جريان يابد
.اميدوارم سگي را نوازش كني ، به پرنده اي دانه بدهي و به آواز يك
سهره گوش كني ، وقتي كه آواي سحرگاهيش را سر ميدهد
.....چراكه به اين طريق ، احساس زيبايي خواهي يافت
....به رايگان
......اميدوارم كه دانه اي هم بر خاك بفشاني
.....هر چند خرد بوده باشد
.....و با روييدنش همراه شوي ،
تا دريابي چقدر زندگي در يك درخت وجود دارد
.به علاوه اميدوارم پول داشته باشي ، زيرا در عمل به آن نيازمندي
.....و سالي يكبار پولت را جلو رويت بگذاري و بگويي
:" اين مال من است " ،
فقط براي اينكه روشن كني كدامتان ارباب ديگري است !
و در پايان ، اگر مرد باشي ،آرزومندم زن خوبي داشته باشي
....و اگر زني ، شوهر خوبي داشته باشي ،
كه اگر فردا خسته باشيد ، يا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانيد تا از نو بياغازیداگر همه اينها كه گفتم برايت فراهم شد ،
ديگر چيزي ندارم برايت آرزو كنم
......................ويكتور هوگو