تبليغاتX
آرامش دل

پند اول
بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم.


گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز كني.


بوقلمون خورد و بر شاخي نشست.


تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد،


تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاكش نمود.

نتيجه اخلاقي


با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليك در بالا نماني.

-----------------------------------------------------------------------

پند دوم


گنجشكي از سرماي بسيار قدرت پرواز از كف بداد و در برف افتاد.


گاوي گذر همي كرد و تپاله بر وي انداخت.


گنجشك ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد.


گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشك بدندان بگرفت و بخورد.

نتيجه اخلاقي


هر كه گندي بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد.


هر كه از گندي بدر آوردت، حتماً دوست نباشد.


گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان.

-----------------------------------------------------------------------

پند سوم


خرگوش از كلاغي بر سر شاخه پرسيد


كه آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟


كلاغ پاسخ داد: چرا كه نه.


خرگوش بنشست بي حركت،


روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد.



نتيجه اخلاقي


لازمت نشستن و كار نكردن بالا نشستن است

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/09/13ساعت 12:25 توسط صهبا |